تبليغاتX
تا اخر با هم هستیم

لطف خدا

آكبند

وقتي ناراحتيد از اينكه به چيزي كه مي خواستيد نرسيديد

 محكم بنشينيد و خوشحال باشيد

زيرا خداوند در فكر چيز بهتري براي شماست.

 

....................................................................

 

سلام دوستان حالتون خوبه ؟ منتظر نظراتون هستیم

بای بای


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 ساعت 12:18 موضوع | لینک ثابت


تنها شده ام....

پرس:

 

دیرگاهیست که تنها شده ام

 قصه ی غربت صحرا شده ام

 من که بی تاب شقایق بودم 

 همدم سردی یخ ها شده ام

 کاش چشمان مرا خاک کنید

 تا نبینم که چه تنها شده ام ....


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 ساعت 10:52 موضوع | لینک ثابت


هیش کی منو دوس نداره .........

پرس:

 

 

  مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در شنبه چهاردهم شهریور 1388 ساعت 14:43 موضوع | لینک ثابت


شروعی دوباره

آکبند

هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ای بسازند.

No one can go back and make a brand new start. Anyone can start from        now and make a brand new ending.                                                  007        بهاربيست                   www.bahar-20.com


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ساعت 4:39 موضوع | لینک ثابت


!

پرس:

 

راستی عزیزان نماز روزه تون قبول.....


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 ساعت 16:24 موضوع | لینک ثابت


سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

پرس:

سلام بروبچ.این متن و به شما تقدیم می کنم.....

 

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي

فداي مهربونيات چه مكني با سرنوشت

دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت

من ميگم بهم نگاه كن
تو ميگي كه جون فدا كن

من ميگم چشمات قشنگه

تو ميگي دنيا دو رنگه

من ميگم دلم اسيره

تو ميگي كه خيلي ديره

من ميگم چشمات و واكن

تو ميگي من و رها كن

من ميگم قلبم رو نشكن

تو ميگي من مي شكنم من ؟

من ميگم دلم رو بردي
تو ميگي به من سپردي ؟
من ميگم دلم شكسته است
تو ميگي خوب ميشه خسته است

من ميگم بمون هميشه

تو ميگي ببين نمي شه

من ميگم تنهام مي ذاري

تو ميگي طاقت نداري
من ميگم تنهايي سخته
تو ميگي اين دست بخته

من ميگم خدا به همرات

تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم كه تا قيامت

برو زيبا به سلامت

من ميگم خدا به همرات

تو ميگي چه تلخه حرفات

من ميگم كه تا قيامت

برو زيبا به سلامت

 


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 ساعت 16:21 موضوع | لینک ثابت


press فسرده !!!!!!

سلام ۰۰۷ گل گل گلم...امید وارم حال همتون خوب باشه.

بخدا من بیادتونم.فقط نت مون ردیف نبود نمیتونستم بیام تو وب.دیگه ردیفه.

خیلی دوستون دارم...تک تکتونو میبوسم.

 


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 ساعت 16:9 موضوع | لینک ثابت


قوانین خوشبختی

آکبند

پنج قانون خوشبختی را به خاطر بسپارید:

-قلبتان را از نفرت پاک کنید.

-ذهنتان را از نگرانی ها دور کنید.

-ساده زندگی کنید.

-بیشتر ببخشید.

-کمتر توقع داشته باشید.


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در دوشنبه نهم شهریور 1388 ساعت 0:28 موضوع | لینک ثابت


زندگی.........

آکبند

زندگی دریای طوفانی است که گاه با ویران کردن کشتی ها آرام میگیرد و گاه با هدایت آنها به زیبایی ها..........

زندگی مثل یک موج می ماند که که گاه برای فردی پیروزی رابه ارمغان می رساند و گاه با شکستن اسکیت آن را نا امید می کند.

زندگی مثل یه صحرای بی آب وعلف است که بعضی وقت هاسراب های دیده شده واقعیت دارن........


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در شنبه هفتم شهریور 1388 ساعت 21:38 موضوع | لینک ثابت


دلم براتون تنگیده

آکبند

سلام به همه بربچ گل خوبين ؟؟تعجب نكنيد خودمم چند روزيه ازتون خبر ندارم دلم براتون تنگ شده كاش زود مدرسه ها باز بشن نه  واسه درس خوندن بلكه واسه ديدن روي ماهتون

ببخشيد كه تا حالا به وبلاگ سر نزدم ......... راستي نماز روزه هاتون قبول


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در شنبه هفتم شهریور 1388 ساعت 19:59 موضوع | لینک ثابت


فرفره

 

WE WON'T FORGOT YOU MICHEAL

              

 

                      GOD BLESS MICHEAL JACKSON’S SOUL      

   


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 ساعت 16:3 موضوع | لینک ثابت


من برگشتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم

فرفره

سلام به همه بروبچ عزيز. واااااي نميدونين چقد دلم براتون تنگوليده بود هم واسه دو صفر هفيا، هم واسه دوستاي وب، هم واسه خود وبلاگ آخه چند وقتي بود كه كامپيوترم مشكل داشت حتي نميتونستم پا به اينترنت بزارم. از زلزله عزيزم هم عذر ميخوام كه نميتونستم آپ كنم ولي ديگه از اين به بعد از دست من جونتون به لب ميرسه. خوب دوستايي كه اصلا ديده نمي شين از جمله آكبند، شاسخين، آي كيو و پرس جوناي عزيز من يكي كه ميخوام حداقل شمارو اينجا ببينم كه شايد دلم براتون كمتر تنگ شد.

  يه جوك جديد ياد گرفتم بگم؟ به يارو ميگن اسم كوچيك جومونگ چيه؟ ميگه افسانه


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 ساعت 11:6 موضوع | لینک ثابت


تشکر از پاستیل

زلزله :

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام گلای خودم ، خوبین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اول از همه باید از پاستیل عزیزم تشکر کنم پاستیلی ...................... مرسی که اپ کردی با خودم عهد کرده بودم اگه یکی دیگه اپ نکنه من هم اپ نمی کنم ........... هر روز با حسرت می اومدم و یه نگاهی مینداختم و میرفتم .......................... دو صفر هفتی های عزیزم میخوام یه چیز براتون بگم ولی باید قول بدین زیاد جوگیر نشین میخوام بگم :

خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوستتون دارم خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

بچه ها دلم برا با هم بودنامون برا شیطنت هامون برا همه چی مون تنگ شده کاش 1 مهر زود تر از همیشه بیاد خیلی دوستتون دارم الان عجله دارم نمی تونم زیاد بنویسم قول میدم هر چه زودتر بازم اپ کنم   

بوووووووووووووووووووووووووووووووووووس


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 21:10 موضوع | لینک ثابت


pastil

 

به تماشا سوگند و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن
 واژه اي در قفس است.
من به آنان گفتم:آفتابي لب درگاه شماست
که اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد
سنگ آرايش کوهستان نيست
همچناني که فلز، زيوري نيست به اندام کلنگ
در کف دست زمين گوهر نا پيدايي است
که رسولان همه از تابش آن خيره شدند
پي گوهر باشيد لحظه ها رابه چرا گاه رسالت ببريم


سهراب سپهري

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com


 

 

 




سهراب سپهري


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در شنبه ششم تیر 1388 ساعت 9:32 موضوع | لینک ثابت


نامردااااااااااااااااااااااااا بدون خداحافظی رفتین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مثل همیشه زلزله :

سلام بر و بچ گل گلاب

اول از همه بگم که از همتون خیلییییییییییییییییییییییییی ناراحتم و هم چنین L جون عزیزم هم از شما ناراحته ................

مرسی عزیزان اینه رسمش اینه صمیمیت دو صفر هفتیمون ................

روز اخر مدرسه بدون خداحافظی میرین وقتی اومدم و پرسیدم که بر و بچ کو گفتن رفتن اصلا باور نمی کردم تا دم کوچه دویدم دنبالتون و سرویس سهند رو دیدم که حرکت کرد ................. واقعا که L میخواست ازتون خداحافظی کنه ................ ااااااااااااااااااااااااه

راستی این ماجرای رفتن از این مدرسه چیه که انداختین دهن این و اون تا من اینجام هیشکی حق رفتن نداره پرس که میره من نمیذارم گروهمون پاشیده بشه یعنی چی مگه از رو جنازه ی من رد شین ...................

راستی بچه ها دلم برا تک تکتون تنگ شده .....................

و هم چنین برای ال جوووووووووووووووونم اصلا نمیتووووووووووووووونم دوریشو تحمل کنم .........................

بچه های عزیز

به امید دیدار

 

دوستتون دارم


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 ساعت 19:16 موضوع | لینک ثابت


امروز چهارشنبه

فرفره

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام دوستان. هم بچه هاي خودمون هم همه كسائي كه مهمون ما هستن. حالتون كه خوبه؟ اگه ميگين آره خدا رو شكر. اگه ميگين نه بازم خدا رو شكر، نه نه نه شوخي بود به دل نگيرين ها. امروز چهارشنبه كه تاريخشو نمي دونم روز جالبي برا ما بود. ميخواين بشنفين؟ امروز واسه هفته مشاغل يه جشني تو مدرسه بود و طبق معمول يه مسابقه اي داش. ماهم (آخه ميشه مگه ما نباشيم)  IQ جونو فرستاديم جلو و IQ ما همون طور كه از اسمش معلومه هم مسابقه رو برد هم جايزه رو. ولي امروز حال Press جون زياد خوش نبود آخه امروز يكي نيومده بود كه اسمشو نميگم. ولي ما نذاشتيم كه دوريشو احساس كنه. حالا گوش كنين خبر توپو گذاشتم واسه آخر. ميدونين يكي از همكلاسي هاي ما ازدواج كرده و امروز اومد و همه كلاسو به عروسي دعوت كرد. دلم واسه صاحب خونه ميسوزه طفلك نميدونه تو چه دردسري افتاده، بيچاره!!!                                                            بروبچ يه وخ دبه نكنين بگين نمييام ها. OK? فعلا BYE          


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 ساعت 15:54 موضوع | لینک ثابت


عاقل به ظاهر دیووووووونه

زلزله :

مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حياط يک تيمارستان پنچر شد ومجبورشد همانجا به تعويض لاستيک بپردازد.

هنگامی که سرگرم اين کار بود، ماشين ديگری به سرعت ازروی مهره های چرخ که در کنار ماشين بودند گذشت و آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره ها را برد.

مرد حيران مانده بود که چکار کند.

تصميم گرفت که ماشينش را همانجارها کند و برای خريد مهره چرخ برود.

در اين حين، يکی از ديوانه ها که از پشت نرده های حياط تيمارستان نظاره گر اين ماجرا بود، او را صدا زد و گفت: از ٣ چرخ ديگر ماشين، از هر کدام يک مهره بازکن و اين لاستيک را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعميرگاه برسی.

آن مرد اول توجهی به اين حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد ديد راست می گويد و بهتراست همين کاررا بکند.

پس به راهنمايی او عمل کرد و لاستيک زاپاس را بست.
هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن ديوانه کرد و گفت: «خيلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی.

پس چرا توی تيمارستان انداختنت؟ ديوانه لبخندی زد و گفت: من اينجام چون ديوانه ام. ولی احمق که نيستم

عاقلان نقطه ی پرگار وجودند ولی
عشق داند که دراین دایره سرگردانند

 


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 ساعت 20:14 موضوع | لینک ثابت


سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

سلام بر و بچ عزیز من زلزله ام

چه خبرااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اومدم اینجا تا در مورد یه موضوعی باهاتون بحرفم  سعی می کنم رو در رو بهتون بگم ولی ...

بچه ها من از امروز به بهد می خوام با  L جوووووووووونم عادی و معلولی باشم و عادی و معمولی باهاش رفتار کنم مثل رفتارم با شما 6 تا و از شما خواهش م کنم که شما هم زیاد در مورد اون به من گیر ندین و تابلو نکنین و از همتون درخواست و طلب کمک دارم  در این مورد ...

با تشکر از همتون

بازم مثل همیشه ولی ایندفعه بیشتر دووووووووووووووووووستون دارم

هر روز که میگذره علاقه و صمیمیتم نسبت به شما 6 تا بیشتر میشه

فداتون

باااااااااااااااااااای تا هاااااااااااااااااااااااااااااااای

در ضمن فرفره جووووووووووووووووووووووون اگه اومدی و این ÷ست رو دیدی یادم بنداز تو مدرسه یه چیز خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی مهمی رو میخوام برات بگم


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ساعت 20:57 موضوع | لینک ثابت


دل تنگم و دیدار تو درمان من هست

سلام برو بچ من زلزله ام

بچه ها امروز دلم خیلی گرفته اخه امسال عید یه جوریه اصلا به من خوش نمیگذره دلم براتون خیلیییییییییییییییییییی تنگولیده الان از ته دل ارزو می کنم که کاش فردا می اومدم مدرسه

دلم واسه اون ( می دونین که کیو می گه اون بچه سومیه که من خیلیییییییییییییی دوسش دارم و اول اسمش L  هست ) هم خیلیییییییییییییی خیلیییییییییی تنگولیده اصلا نمی تونم دوریشو تحمل کنم خیلی کنجکاوم که بدونم حاله پرس چطوره ؟؟؟؟؟؟؟؟

بچه ها اگه اومدین نظر و اپ یادتون نره

همتونو دوووووووووووووووووووووووووست  دارم

و همینطور L  جوووووووووووووووووووووووووووووووونم رو ...

قربون همتون باااااااااااااااااااااااای تا هااااااااااااااااااااای

راستی بچه ها اون قدر دل تنگتونم که حتی نمی تونم درسم بخونم


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در دوشنبه سوم فروردین 1388 ساعت 19:9 موضوع | لینک ثابت


یه جوک توپ

فرفره

یه مردی بوده که این مرد یه پسری داشته. این پسره مدرسه رو شروع میکنه. سال اول ابتدایی معدل ۲۰ مییاره. باباش میگه جایزه چی می خوای میگه باباجون یه توپ پینگ پنگ. سال دوم باز ۲۰ مییاره باباش میگه چی بخرم برات میگه توپ پینگ پنگ. سال سوم هم ۲۰ مییاره، از باباش توپ پینگ پنگ میخواد. سال چهارم باز معدل ۲۰ مییاره و از باباش توپ پینگ پنگ میخواد سال پنجم هم ۲۰ مییاره بازم از باباش توپ پینگ پنگ می خواد. تازه دلیلشم نمیگه باباش که میپرسه میگه یه روزی میگم. سال اول راهنمایی باز معدل ۲۰ مییاره باباش میگه جایزه چی میخوای میگه توپ پینگ پنگ. دوم هم ۲۰ مییاره و از باباش توپ پینگ پنگ میخواد سال سوم هم ۲۰ مییاره و از باباش بازم توپ پینگ پنگ می خواد. بعد که میره اول دبیرستان اونجاهم معدل ۲۰ مییاره و از باباش توپ پینگ پنگ میخواد. آخه جالب اینجاست که سال دوم هم ۲۰ مییاره و ارباباش توپ پینگ پنگ می خواد بعد سال سوم هم ۲۰ میاره و از باباش توپ پینگ پنگ میخواد. سال آخر که پیش دانشگاهی بوده هم ۲۰ مییاره و از باباش توپ پینگ پنگ میخواد. ولی از قضای روزگار یه روز به این پسره ماشین میزنه و میبرنش بیمارستان. تو بیمارستان باباش میاد و بهش میگه: پسرم تا چیزیت نشده بگو ببینم اون توپ پینگ پنگ هارو واسه چی میخواستی؟ پسره میگه: باشه میگم. و شروع میکنه: من، اون توپ پینگ پنگ هارو میخواستم که...                                ( پسره میمیرد.)


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 ساعت 16:57 موضوع | لینک ثابت


press:

چه زود٬دیر می شود...

با تلاش هر کاری شدنی است...

متفاوت باش اما بی تفاوت نه....

انسان همان است که خود باور می کند...

مهم نیست اگر زمین بخورید٬ مهم دوباره برخاستن است...

معاشرت بر دانایی می افزاید ولی تنهایی مکتب نبوغ است....

تنها کسانی می توانند از ته دل بخندند که از ته دل گریسته باشند...

اگه اونقدر بزرگ بشی که بفهمی از هیچ کسی بزرگتر نیستی ، بردی...

به مشکلهایتان بخندید تا همیشه موضوعی برای خندیدن داشته باشید...


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در شنبه دهم اسفند 1387 ساعت 16:19 موضوع | لینک ثابت


امروز سه شنبه

زلزله :

سلام

امروز واسه ما هفت رفیق خیلی روز بد و نحسی بود نمیدونم چرا و سر چی ولی امروز برای اولین بار با هم قهر کردیم البته زنگ اخر همه اشتی کردیم به جز من و

press که هنوز اشتی نکردیم حالا هم خیلی ناراحتم یعنی فکر می کنم که بقیه هم ناراحت باشند . نمیدونم کدوم چشم نحسی چشممون زد .اه

نمیدونم که کدوم نگاه شوم

قصه ی جدایی رو واسم نوشت

تو رو خدا دعا کنید که دوباره مثل اولا بشیم .

منتظر دعا و نظراتتونم .

دوستتون دارم

در ضمن 6 تا رفقای گلم انتظار نداشتم که امروز هیچ کدومتون به وبلاگمون سر نزنید

از اینجا روز سپندار مزدگان رو به همتون تبریک می گم و امیدوارم به عزیزی این روز با هم مثل اولا باشیم .

همتون رو دوست دارم و دلم براتون تنگ شده مخصوصا واسهpress  جونم .


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در شنبه دهم اسفند 1387 ساعت 16:17 موضوع | لینک ثابت


بخند

 

فرفره:

ادمک اخر دنیاست بخند

ادمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که ترا عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

ادمک خر نشی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

ان خدایی که بزرگش خواندی

بخدا مثل تو تنهاست بخند


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در شنبه دهم اسفند 1387 ساعت 16:15 موضوع | لینک ثابت


زلزله :

رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست بلکه به معنی حضور در درون اوست

قبل از اینکه اخم کنی، کاملا مطمئن شو که هیچ سوژه ای برای لبخند زدن وجود ندارد

خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده

خداوند اغلب اوقات به دیدن ما می آید ولی اکثر مواقع ما خانه نیستیم

برگ در هنگام زوال می افتدمیوه در هنگام کمال می افتدبنگر که چگونه می افتی چون برگی زردو یا سیبی سرخ

آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آنچه که می شوی ، هدیه تو به خداوند. پس بی نظیر باش..

کسی که در زندگی چرایی داشته باشد با هر چگونه ای خواهد ساخت !

مایوس نباش زیرا ممکن است آخرین کلیدی که در جیب داری،در را باز کند.

چیزی را که می خواهید با تهدید به دست بیاورید با تبسم زودتر به آن میرسید.

به هر کاری که اراده کنیم،توانا هستیم،اگرآنگونه که سزاوار است،پیگیر آن باشیم

سلام تنها هدیه ای است که هزینه نداره

گاه یك لبخند، یك جمله كوتاه، یك خط و یا یك نگاه می تواند بهترین هدیه باشد

همیشه سقوط آدم از وقتی شروع می شود که فکر می کند دارد پرواز می کند

چرا ما تنها زمانی به خدا رو می كنیم كه بخواهیم از غیر ممكن ،ممكن بسازیم؟

زیبایی زندگی در آنچه بدست آوردیم نیست...زیبایی زندگی به راهیست که رفته ایم.


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در شنبه دهم اسفند 1387 ساعت 16:13 موضوع | لینک ثابت


کاش . . .

زلزله :

کاش وقتی زندکی فرصت دهد گاهی از پروانه ها یادی کنیم.....

کاش بخشی از زمان خویش را وقف قسمت کردن شادی کنیم....

کاش وقتی آسمان بارانیست اززلال چشمهایش تر شویم....

کاش شب وقتی تنها میشویم با خدای یاس ها خلوت کنیم....

کاش بین ساکنان شهر عشق رد پای خویش را پیدا کنیم.....

کاش با الهام از وجدان خویش یک گره از کار ه دلها وا کنیم......

کاش رسم دوستی را ساده تر مهربانی تر آسمانی تر کنیم......

کاش در نقاشی دیدار مان شوق ها را ارغوانی تر کنیم.......

کاش وقتی شا پرک ها تشنه اند ما به جای ابر ها گریان شویم.....


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در شنبه دهم اسفند 1387 ساعت 16:11 موضوع | لینک ثابت


مراقب باش ...

زلزله :

مراقب باش ...

مراقب افکارت باش، چون افکارت، گفتارت را میسازد....

مراقب گفتارت باش، چون گفتارت، اعمالت را میسازد....

مراقب اعمالت باش، چون اعمالت، عادت هایت را میسازد....

مراقب عادت هایت باش، چون عادت هایت، شخصیتت را میسازد....

مراقب شخصیتت باش، چون شخصیتت، سرنوشتت را میسازد....


 

نوشته شده توسط 7 رفیق در شنبه دهم اسفند 1387 ساعت 16:9 موضوع | لینک ثابت